شيخ حسين انصاريان

37

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

منگر به هر گدايى كه تو خاص از آن مايى * مفروش خويش ارزان كه تو بس گران‌بهايى به عصا شكاف دريا كه تو موسى زمانى * بدران قباى مه را كه ز نور مصطفايى بشكن سبوى خوبان كه تو يوسف جمالى * چو مسيح دم روان كن كه تو نيز از آن هوايى به صف اندر آى تنها كه سفنديار وقتى * در خيبر است بر كن كه علىّ مرتضايى بستان ز ديو خاتم كه تويى بجان سليمان * بشكن سپاه اختر كه تو آفتاب رايى چو خليل رو در آتش كه تو خالصى و دلخوش * چو خضر خور آب حيوان كه تو جوهر بقايى ( مولوى )